تبليغاتX
سكوت شب
مهم نیست فردا چی میشه..مهم اینه امروز دوستت دارم! 

 

مهم نیست فرداکجایی..مهم اینه هر جا باشی دوستت دارم!!

 

 مهم نیست تا ابد با هم باشیم یا نباشیم...مهم اینه تا ابد دوستت دارم!!!

 

 مهم نیست قسمت چی میشه..مهم اینه قسمت شد دوستت داشته باشم!!!!



2008/10/15 |

آری آغاز دوست داشتنپیداست


گر چه پایان راه ناپیداست


من دیگر به پایان راه نمی اندیشم


که همین دوست داشتنزیباست


عشق یک حادثه است
وجدایی یک قانون


بیا حادثه آفرین باشیم و قانون شکن

 


2008/10/15 |
اون که رفته به درک دیگه فکرشم نکن                             لیاقت تو رو نداره دیگه فکرشم نکن

ALI Ariyan

این عکس خودم

 




ادامه مطلب
2008/9/28 |




اين دهان بستي دهاني باز شد      تا خورندي لقمه هاي راز شد

لب فرو بند از طعام و از شراب سوي خوان آسماني کن شتاب


Upgrade your email with 1000's of emoticon icons


 



2007/10/12 |

 
 


2007/10/12 |

گل من بهار اومد چشماش و باز کرده دوباره

اشکهای تو باز می بنده چشماتو بسته می شه

 گل من بهار اومد باز می شه چشمه ای آب زندگی

می ترسم که بمیرم پشت سرم گریه کنی

آخه اگه بمیرم کی اشک چشمات و پاک می کنه

چقدر خاطر تو،چقدر ناله هاتو،چقدر تنهاییها رو من کشیدم

فلک تو این دفتر عشق ما هر چی دلش خواست می نوشت

به این سرنوشت غریبم ببین چه نوشت این فلک

آخه هر کار می کنم عادت دوریت رو ندارم

نمی تونم که بتونم تو رو از یاد ببرم

آخه تو مال منی عمر منی توهمه ای زندگیم

من بدون تو نمی تونم که دووم بیارم

آخه غربت من و از اون روزامون دور می کنه

پس بدون عشق من تو فقط عادت نمی خواهد

دل و احساس قشنگ تو می خوا هد

عشق من روز ابد زود می رسه منتظرم باش

که بریم به اون دیار زیبا بگیم از روز ازل

من و باز شرمنده ای روح لطیفت می کنی

قلب من باز می خواهد با تو باشه

تا هرگز نکنه غصه ای دوری تو رو

باز می یام تا تو رو از دور ببینم

که بگم عاشقتم کشته ای روح تو می شم

تو بخندی و بگی عشق من دوست دارم

بی تو بودن غم دوران تو غربت منه

با تو بودن درد درمان غم عشق منه

میام و باز می برم به اوج احساس که بگی

عزیز من نمی خوام دیگه تنهام بزاری

بر می گردم گل من تا بوسه بارونت کنم

عشق من همیشه سر فراز باشی

 



2007/10/12 |

باز آمدم به دیدنت ، با دسته های گل

در بیشه زار عشقمان،روزی دوباره خوش کنم

بی تو نمی شود خوشی،حرفی بیان کنم

تو حسرت چه می خوری،من با تو زنده ام

من بی قرار روز وصل، قلبی دوباره می زنم

عشق من و تو زنده است، اما شبیه قصه است

از اول این قصه من، خوردم همیشه غصه ات

تیری زدند بر قلب من، گریه نکن عزیز من

این تیر دلکش است

تیری که خورده ام،از مکتب تو خورده ام

عهدو وفای تو ، درمان تیر خورده ام

میدان جنگ عشق، رمز رسیدن به توست

بر می کشم ز حسرتت، فریاد عشق تو

فریاد من به تو، سلطان قلب من

 



2007/10/12 |

در كنار يك دريا

به بينهايت می نگرم

پرواز كنيد ای پرندگان مهاجر، پرواز كنيد

من در حسرتها، در نوبتها هستم

دل من زخمی است

در عشقها، در ایستگاهها هستم

قلب من زخمی است

 

بين انسان ها تک و تنها هستم

در بن بستهایی هستم که برگشت ندارند

در حیاتی هستم که فردایی ندارد  

بی خبر از تو عاشقت هستم

اين كوهها شاهد من باشند

انسانها شاهد من باشند

اگر نتوانستم به تو بپيوندم

خاك ها مرا در آغوش بگيرند

 در كنار يك لنگرگاه دوباره بدون او هستم

  تنها و درمانده هستم

اي درناها پرواز كنيد، اي پرندگان مهاجر پرواز كنيد.

او را آنقدر دوست داشتم که

توي دلم، توي قلبم و حتي توي تمام وجودم نفوذ كرد.

ولي او از بدبختي، خستگي و تنهايي من چيزي درك نمي كند

زماني كه همه خوشبخت هستند

 ، من شانسم اينطوريه، زندگيم اينطوريه، سرنوشتم اينطوريه

 نمی توانم از اين شهر جدا بشوم

عشقم در اين ايل و طايفه هست

پرواز كنيد ای پرندگان مهاجر، پرواز كنيد

من در حسرتها، در نوبتها هستم

دل من زخمی است

در عشقها، در ایستگاهها هستمقلب من زخمی است




2007/10/12 |

 

می روم صفری آرام به قعر دلها

می روم راهی به سوی اوج آسمانها

بیا نفسی دوباره بده در این مقام

بیاپای عریان تا مرز بی قراری

دستت را بده تا گرمیش سردی را بزداید

نگاهم کن تا که امید رفتنم کمتر شود

کوله بارم را از مهر محبت دلت بگذار

شمع شب را برایم از بگذار تا که تو را بهتر ببینم

سکوتی مرا حکمفرما شده که تو حلش میکنی

مرحم دل زخمی من بوسه تو

سنگ مزارم باش تا بگریند

رد پایم باش تا طوفان شود

شکوفه ها را نچین تا نچینندت

همیشه شکارچی باش تا شکار

غصه نخور تا خورده ها را قشنگ درک کنی

گریه نکن تا اشک هایت دیده نشوند

حتما در زیر باران گریه کن تا باران خجالت بکشد

کنار رود آبی نرو تا آب تو را نبرد

ودر آخر می گویم که عشق ورزی نکن تا عشق من نمیرد

 

 

 

 

 



2007/10/12 |

بزن تو مرا ، تو بزن هر چه قدر كه مي خواهي

تو نمي داني چقدر زخمي كردي پس دوباره بزن

زماني بود كه همه چيزم بودي ، همه وجودم

مگر حرفهاي زيبا توي نامه هات دروغ بودن

مگر روزهاي قشنگ ميانمون همه رويا بودن

باور نميشه همه اين قصه ها پوچ باشه

من خيلي پشت سرت دويدم

التماست كردم ، تو مرا خون به جگر كردي

مگر جزاي دوست داشتن اين بود

آخه چه شد كه ما اينقدر بدبخت شديم

نتو نستيم با هم ديگه باشيم

تو اگر كه من و هم بخواي من ديگه نمي خوام

ديگه نمي خوامت براي هميشه

هي ديگه دوست ندارم براي هميشه

لعنت به تو ، با اين عشق توي قبرت

اگه يه روزي پشيمان شوي

مي خوام ديگه پيشم نيايي

ديگه نيا.ديگه نيا

من رد ميشم از كنارت ، ولي هرگز نمي بخشمت

حرهات هنوزم عزابم مي ده

كسي مثل تو نمي دونه عشق يعني چه

خيلي تلخه زندگي براش 

 

 



2007/10/12 |

رفتن

 
 

تو داري مي ري ولي من عاشق تو

برا برگشتن دو باره به من اميد نمي دي

من با خودم توي تفكراتم كه قاطي تر از هميشه است

فكر كردم كه با رفتنت چه كاري جز گريه بلدم

جاهاي ديدني كه با هم گشتيم چه خواهند

شد چه برسر خاطراتمان مي آيد

نفس هايم گرمي دستانت را مي طلبند

پا هايم قدرت عشق تو را مي خواهند

و چشمانم نور دل تو رو مي خواهند

آخه من چه را بايد امروز بسوزم اي خدا

اسمشو از زبونم چطوري پاك كنم تو بگو

نبو دت چه بر سر من خواهد آورد

تو نگفتي كه من فقط يه دل داشتم

كه اونم فداي تو عزيز شد

تو هيچ نگفتي كه من به خاطر كه خودم رو به ارش آسمون رسوندم

نه فقط تو بلكه خودم نيز اسباب دل غصه ها شديم

چه قشنگي عمر عزيزم كه به پايت سوخت

هيچ نگو كه منم مثل كبوتر ها نفسم به سر آمد

لانه اي بي اختيارم را به كلاغ سيه رو دادم

توي دلم روح نفسگير تو احساس ميشه

آخه چه كنم كه دلم هواي روي تو كرده

به نفسهاي گرمت كه من نتوانستم تو رو فراموش كنم

تو هيچ نگو كه بي اختيا ريم از حسن  نييت تو بود

فقط تو ي آخر قصه ها من و فروختي كه بازم عوض بگيري

باشه فرقي نداره من تو  بدون هم دلي نداريم 



2007/10/12 |